تبليغاتX
بیرجند شهر فرهنگ
نوروز در بیرجند

سلام، پیشاپیش سال نو رو به همتون تبریک عرض می کنم و برای همتون تو سال جدید آرزوی بهروزی و خوشبختی رو دارم.

مردمان قديم بر خلاف جوانان امروز اين آداب و رسوم كهن را گرامي داشته و در حفظ و بهتر برگزار كردن آن تلاش فراوان داشتند.
اهالي با صفاي ديار بيرجند به اين ماه اصطلاحاً ماه نوروز مي‌گويند.
شيريني پزان، نان پزان، كدورت‌زدايي، پرداخت دين، فاتحه‌خواني خانه تكاني سال نو و آماده كردن آجيل شب عيد مانند كشمش، عناب، نقل، پخته و ... و تفت دادن يا شور كردن تخمه و پسته و ديد و بازديد بزرگان فاميل و اقوام از مراسم مرسوم در اين ايام است كه با شور خاصي انجام مي‌شود.

سر سوزی

 

كاشتن سر سبزي يا به قول بيرجندي‌ها سر سوزي يكي از آيين‌هاي پا بر جا در ايام عيد است كه حدود يك ماه مانده به عيد در ظرف‌هاي كوچك يا بزرگ مقداري جو، گندم، عدس يا ماش مي‌كارند تا روز عيد سر سبز باشد. برخي نيز روي جداره‌هاي كوزه‌هاي سفالي سر سبزي‌هاي بسيار زيبا و دلربايي به وجود مي‌آورند. در بعضي از خانواده‌ها هم به نيت سلامتي افراد خانواده براي هر يك از آنها يك سر سبزي مي‌كارند. پاكيزه بودن در هنگام ورود سال نو نيز از آدابي است كه اهالي بيرجند مقيد به انجام آن هستند و اعتقاد دارند كه سال نو را بايد با تني پاك آغاز كرد. حنا بندان يكي ديگر از مراسم مردم اين سرزمين است كه درگذشته و در مواقع مختلف از جمله نوروز انجام مي‌شده است. هنوز هم گروهي از مردم به ويژه بزرگسالان با آمدن عيد نوروز با رنگ كردن موهاي سر و انگشتان خود با حنا به استقبال نوروز مي‌روند.
يكي ديگر از مراسم استان خراسان جنوبي رسم شاه مولايي است كه در مناطق شهري و روستايي خراسان جنوبي مرسوم است و انجام آن بدين ترتيب است كه چند روز مانده به نوروز افراد خير و معتمدان محل با مراجعه به ثروتمندان اقدام به تهيه اجناس مورد نياز نيازمندان كرده و آنها را بين افراد نيازمند تقسيم مي‌كنند. اهالي بيرجند قديم اعتقاد داشتند كه شام شب عيد به هر قيمت كه شده بايد پلو باشد. فقير و ثروتمند خود را مقيد به تهيه و پختن پلو در شب عيد مي‌دانستند. اين هم از رسومي است كه امروزي‌ها شايد با شنيدنش به تعجب و خنده وا داشته شوند چرا كه بسياري در قديم‌الايام استطاعت تهيه پلو و حتي نان گندم را براي يك هفته هم نداشته‌اند چه رسد براي همه سال و تنها نوروز به نوروز، آن هم با كلي سختي و مشقت چشمشان به پلو مي‌افتاده است. سمنوپزان يكي ديگر از مراسم‌هاي پر رنج و زحمت، پرطرفدار و تشريفاتي نوروز است كه براي انجام آن 40 تا 50 روز مانده به نوروز خانم‌ها ظرف‌هايي وسط حياط يا پشت بام مي‌گذاشتند تا از آب باران پر شود همزمان نيز مقداري گندم در پارچه‌هاي سفيد و نازك به نام صافي مي‌ريختند تا در آب خيس شود يا اينكه روي تگيجه (تشت مانندي پهن و بافته شده از ساقه‌هاي گز) مي‌گذاشتند و پيوسته آن را با آب نگه مي‌داشتند تا گندم‌ها جوانه بزنند. پس از اين كار آنها را در جايي پهن مي‌كردند تا خشك شود و براي آسياب كردن يا (دستاس) آماده شود پس از الك كردن آردها آن را با مقداري آرد معمولي مخلوط مي‌كردند. نزديكي‌هاي عيد آردها را خمير و با انواع ادويه مثل زردچوبه، دارچين و سياه دانه و كراويه مخلوط مي‌كردند. با آماده شدن آرد آن را به صورت گرده‌هاي كوچك يا بزرگ درآورده، در ديگچه‌هاي مسي به نام (قليف) گذاشته روي اجاق پر از آتش مي‌گذاشتند و روي قليف‌ها را نيز با آتش مي‌پوشاندند و پس از آماده شدن آنها را به تكه‌هاي مناسب تقسيم و به همراه آجيل از ميهمانان نوروزي پذيرايي مي‌كردند.

*خريد لباس عيد از يكي دو ماه به نوروز مانده مردمان بيرجند به بازار مي‌روند و لباس عيدشان را مي‌خرند، پارچه‌هايي معمولاً خريداري مي‌شود كه داراي رنگ روشن و سرخ يا زرد باشد و معتقد بودند اگر لباس را خودشان بدوزند پارچه آن را روزهاي دوشنبه يا جمعه قيچي كنند و نيز معتقد هستند كه روز پنج‌شنبه ساعت سنگين است و لباس مدتي روي دست مي‌ماند تا دوخته شود. روز سه شنبه اگر بريده شود نصيب دزد يا مرده شور مي‌شود و روز چهارشنبه مي‌سوزد.  وسايل خانه نيز بايد عوض و يا تميز شود.

*خانه تكاني يا رفت و روب يكي دو هفته پيش از عيد خانه تكاتي يا رفت و روب انجام مي‌گيرد و مجدداً اثاثيه را جابه‌جا مي‌كنند و گرد‌گيري مي‌كنند و دوباره آنها را مي‌چينند.

* روز نخست عيد سفره سفيدي به عنوان سفره هفت سين در صبح نخستين روز فصل بهار يعني نوروز در خانه به سمت قبله پهن مي‌شود، قرآن، آيينه و شمعدان، سركه، سير، سماق، سنجد، سيب، سه پسته و سياه‌دانه هفت سين انتخابي اين سفره هستند. همچنين اقلام ديگري همچون سرسبزي، كاسه آب، تخم مرغ‌هاي رنگ كرده و پياله ماست مَشكي، سبزي تفت داده شده، انواع شيريني، آجيل و تنقلات رنگارنگ، كاسه آش، نان خشك و ميوه‌هاي خوش عطر و طعم نيز در سفره وجود دارد.


سال نو مبارک


در لحظه سال نو بزرگ‌ترهاي خانواده قرآن و دعا مي‌خوانند و كوچك‌ترها نيز ضمن دعا منتظر لحظه تحويل سال نو مي‌مانند.
پس از تحويل سال كوچك‌ترها دست بزرگ‌ترها و بزرگ‌ترها صورت آنها را مي‌بوسند و با تبريك عيد نوروز به يكديگر، بزرگ‌ترها به ديگر افراد عيدي مي‌دهند و براي سلامتي حاضران و آمرزش رفتگان دعا مي‌كنند و كام خود را با شيريني شيرين مي‌كنند.
يكي ديگر از اعتقادات مردم خراسان جنوبي اين است كه هنگام تحويل سال در مزار امام زاده‌ها باشند كه در آنجا شمع روشن مي‌كنند و در دست مي‌گيرند.

* ديد و بازديد از بامداد نوروز ديد و بازديدها آغاز مي‌شود. در همه خانواده‌ها رسم است كه به ديدار كسي كه از نظر سن و شخصيت بر ديگران مزيت دارد بروند و دست او را ببوسند و تبريك بگويند و او نيز عيدي كه شامل سكه يا پول است به آنها بدهد. بعضي نيز صبح عيد نوروز يك بشقاب گندم برشته كه شامل كنجد، گندم، شاهدانه، نخودچي و كشمش است به اضافه يك بشقاب نان شيرين به اضافه تخم مرغ رنگي يا سكه به كوچك‌ترها مي‌دهند.

* سيزده بدر روز دوازده فروردين همه وسايل تهيه مي‌شود و هر چه از شيريني‌ها و آجيل‌ها باقي مانده به همراه سركه و كاهو براي صبح سيزده آماده مي‌شود. صبح سيزده فروردين همه دسته دسته عازم كوه و باغ‌هاي اطراف منطقه خود مي‌شوند چرا كه معتقدند در اين روز نبايد در خانه ماند زيرا اين روز نحس و بديمن است. عصر اين روز ويژه سبزي گره زدن دخترها است كه در واقع براي گشايش بخت خود اين كار را مي‌كنند و اشعاري مي‌خوانند. چنانچه سيزده به ماه رمضان بيفتد مراسم را بعد از تمام شدن ماه رمضان در نخستين جمعه يا نخستين عيد انجام مي‌دهند.

منابعی که برای نوشتن این پست ازشون استفاده کردم:

۱. خبرگزاری فارس

نوشته شده توسط احمد توفیقی نیا در سه شنبه 1387/12/27 | موضوع: آداب و رسوم مردم بیرجند
ضرب المثل های بیرجندی

سلام، پست امروز قسمتی دیگر از ضرب المثلهای بیرجندی هست.


پا خَر وُ خُرجين دِ دُو نِيه

تحت اللفظي: پا خر و خرجيني در داو(ميدان ومعركه) نيست.

در موردي گفته مي شود كه پاي حرف در ميان است واز عمل خبري نيست.

اَدَم پر سَرو زَبُونيِه

معني: در مورد شخصي گفته مي شود كه حاضر جواب است وخوب سخن مي گويد

 پياز هم دَخِل ميوا شده

تحت اللفظي: پياز هم داخل ميوه ها شده

يعني ادم بي سروپاخود را در رديف بزرگان وارد كرده است.

ضرب المثل

پيزي اُو نِديده

تحت اللفظي: پوزش اب نديده.

كنايه از اينكه هرگز صورتش را نشسته

پِندَري سَرِ مورِشك بِخُوردِيه

تحت اللفظي: پنداري سر مورشك(مورچه) خورده است

كنايه از اينكه زياد حرف ميزند

بچه بَدُم نوه مغز بَدُم

کنایه از اینکه بچه عزیز است نوه عزیزتر .

از نو کیسه قرض نِکو اگه قرض کِردی خرج نِکو

کنایه از اینکه از کسی که تازه به پول یا ثروتی رسیده پول قرض مگیر یا اگر قرض گرفتی آن را خرج نکن چون به زودی سراغت می آید و آن را از تو طلب میکند.

منابعی که برای نوشتن این پست ازشون استفاده کردم:

۱. تعداد زیادی از ضرب المثل های این پست رو یکی از خوانندگان محترم برام فرستاده بودند که من ازش استفاده کردم و به گفته خود ایشون این ضرب المثل های رو از نشریه پاژ انتخاب کرده بودند.

 

2. سایت همشهری عزیزم آقای محمودی

نوشته شده توسط احمد توفیقی نیا در سه شنبه 1387/12/13 | موضوع: ضرب المثل های بیرجندی
مراسم سنتی عزاداری در نوغاب و افضل آباد

سلام ، شهادت امام رضا ؛ ضامن آهو ؛ را به همتون تسلیت عرض می کنم. پست امروز درباره آداب عزاداری در روستاهای نوغاب و افضل آباد است.

در این روستا با حلول ماه محرم جامه ها سیاه می شوند و چشمها بارانی ، مردم شب ها در مساجد به برپایی مراسم می پرادزند و سخنرانان و مداحان به بیان فضایل اهل بیت می پردازند، ذکری که شبهای اول بیشتر دل را هوایی می کند این ابیات است که با لحن خاص آن منطقه خوانده می شود:

محرم آمد و آمد محرم

تمام قدسیان بگرفته ماتم . . .

بگریید ای عزاداران بگریید

بر آن شاهنشاه و یاران بگریید . . .

و به نوایی دیگر:

کو حسینم کو حسینم

کو حسین نور دو عینم

کو حسین ماه مدینه

کو حسین باب سکینه

و با آوازهای دیگر

لعنت بر آن کسان که چنین رو سیاه شدند

قوم یزید و دشمن آل عبا شدند

مردم خویشاوندی خود را با امام حسین (ع) با عزاداری نشان می دهندو چنان میگریند که یادآور ناله های زنان مدینه در خانه حمزه سیدالشهداست که چون حمزه گریه کننده نداشت زنان اول در خانه او اقامه عزا می کردند و بعد به سوگواری شهدای خویش می پرداختند.

روز پنجم و علم بندان

علم بندان

محرم در این دو روستا در روز پنجم اوج می گیرد آنجا که مراسم علم بندان برگزار می شود. در نوغاب دو علم وجود دارد که هر دو سبزپوش اند ، مردم آن را نشان علم امام حسین و حضرت عباس می دانند و بدان دخیل می بندند. در افضل آباد یک علم سبز می پوشد یک علم قرمز ، در این مراسم نیز اذکار پر معنایی خوانده می شود سپس علم ها به در خانه کسی برده می رود که از محرم سال قبل تا آن روز کسی از آنها در گذشته باشد. مردم با علم ها به در خانه متوفی نزدیک می شوند ، حسین حسین گویان گام برمیدارند و از آن سوی نیز خانواده متوفی از آنها استقبال میکنند.

حسن حسین

شب ششم محرم ، عزاداری در این روستا حال و هوایی خاص تر می گیرد چرا که علم ها هم به هیئت عزداران آورده می شود.

علم هایی که از چوب سفیدار ساخته شده مراسم نیز بدین قرار است که شب پس از مراسم سینه زنی وسخنرانی ، مردم به میدان وسط آبادی می آیند و مردم در دو دسته زنجیر انسانی تشکیل می دهند و با ریتم خاصی حرکت می کنند و لبان خود را به این اذکار متبرک می کنند به این شکل که دسته اول می گوید "حسن" و دسته دوم جواب می دهد "حسین" و سپس دم را عوض می کنند به این شکل که گروه اول می گوید"حیدر" و گروه دوم پاسخ می دهد "علی" و پس از دقایقی ذکر این گونه ادامه می یابد:

گروه اول: عباس یاور من

گروه دوم: کشته سرور من

گروه اول: در کربلا غریب است

گروه دوم: ای خاک بر سر من

حرکت همچنان ادامه دارد تا ذکر عوض می شود

گروه اول: حسین شهید کربلا

گروه دوم: ما سر نخواهیم ای خدا . . .

و ذکر ادامه می یابد تا با ذکری تازه اوج بگیرد:

گروه اول: ای شاه بی یاور حسین

گروه دوم: ای کشته خنجر حسین . . .

و سپس چاوش خوانان دل ها را به کربلا می برند و جوانی از آن میان علم را مثل پرچم بر سر سوگواران عبور میدهد و شب این گونه در خاطر محرم ثبت می شود.

علم به روستای دیگر می رود

در نوغاب هر دو علم در روستا می مانند و هم نفس مردم هستند اما در افضل آباد روز ششم محرم یک علم با علمداران و تعدادی از عزاداران راهی روستای شوشود می شود و تا روز هشتم محرم آنجا می مانند که مجالس پر شکوهی به احترام علم برگزار می شود و همراهان علم و هیئت عزاداری خود در روستای شوشود مهمان امام حسین هستند. این علم در غروب روز هشتم به روستای افضل آباد برمی گردد با علم دیگر با خواندن اذکار خاص و مراسم حسن حسین به استقبال علم میروند وقتی دو علم به نشان احوالپرسی به هم می رسند سوزناکترین قسمت ماجرا شکل می گیرد و سپس عزاداران هر دو علم را تا جلوی مسجد بدرقه می کنند و مهیای اقامه نماز مغرب و عشاء می شوند.

عزاداری محرم

علمگردانی

شب تاسوعا هر کس هر جا بیدار باشد به روستا باز میگردد و عزاداری شکوه افزون می یابد حتی افرادی که در شهرهای دور هستند هم می آیند گویا قرار آنجاست تا بی قراری ها به قرار آید. صبح روز تاسوعا هم مراسم علم گردانی آغاز می شود از یک خانه مشخص و ظهر باز در خانه مشخص طبق رسوم پایان می یابد و در نوغاب بعد از ظهر نیز نیمه دیگر ورستا به حضور علم و عزاداران تکریم می شود.

مردم روستا جلوی خانه خود اسفند و نمک می آورند و نام حسین با ذکر صلوات فضای روستا را معطر می کند علم جلوی هر خانه ای که قرار گیرد ، فاتحه و اخلاص در گذشتگان صاحب خانه و فاتحه سلامتی اهل خانه خوانده می شود و آنان هر نذر و نیازی که داشته باشند انجام میدهند و در این میان نو خانمان ها ، که البته به علت مهاجرت جوانان به ندرت در روستا هستند ، سال اول زندگی خود را با هدیه نذوراتی به علم متبرک می کنند.

علم خانه به خانه می رود عزاداران مخصوصا بزرگان روستا این اذکار را می خوانند.

روز عزاست امروز ، جان در بلاست امروز

 غوغای روز محشر در کربلاست امروز

و به در خانه بعدی که می رسند می گویند: بر متابعان یزید پلید هر دمی صد هزار لعنت باد و جمعیت پاسخ میدهد ، بیش باد و کم مباد و بزرگترهای ذکرخوان بر محمد و آل او صلوات می فرستند و جمعیت همراهی می کند و سپس از فاتحه خوانی که گاه با پذیرایی از عزاداران همراه می شود علم به حرکت در می آید و ذاکران می خوانند:

آن دم که از سر زین افتاد سرور دین

گویند آل یاسین وا غربتاست امروز

 و در فاصله های خانه ها اذکار ادامه می یابد که:

گریید ای عزیزان در ماتم شهیدان

خونین قبا حسین است  واحسرتاست امروز

فرزند شاه مردان افتاد در بیابان

غلتان به خاک میدان ، این کی رواست امروز

من بی کسم و غریبم ، کز یار بی نصیبم

کو مونس و طبیبم ، کز ما جداست امروز . . .

علم میرود عزاداران هم ، و چشم ها می آیند که با اشک لحظه به لحظه تازه و تازه تر می شوند. این سالها جوانان هم هیئت راه می اندازند و پشت سر علم به سینه زنی می پردازند . . .

در نوغاب علم گردانی در دو نوبت صبح و بعد از ظهر در روز تاسوعا به پایان می رسد ولی در افضل آباد در صبح تاسوعا و صبح عاشورا مراسم برگزار می شود.

صبح رو سیاه

مردم معتقدند باید شب را با عزاداری به صبح رساند ، لااقل جمعی باید تا صبح بیدار باشند و هستند و کتابی به نام عاشورا می خوانند و نزدیکی های صبح ذکر به اینجا می رسد که

ای صبح رو سیاه ز چه رو میشوی سفید

امروز می شود خلف مرتضی شهید

ای صبح دم مزن ، کاین صبح ، شام ماست

بر سینه سنگ کوب که قتل امام ماست

ای صبح دم مزن که زمان بی شکیب شد

هنگامه شهادت شاه غریب شد . . .

عاشورا

روز عاشورا در هر دو روستا به همراه علم ها و با عزاداری و اجرای مراسم حسن . . . حسین . . . مردم به قبرستان ها و به سراغ درگذشتگان می روند و خانواده ها به اندازه وسع خود نیازها و نذرهایی روی قبرها میگذارند و به دفعات از عزاداران پذیرایی می کنند ، اینجا نیز اول علم ها را سر قبرهای اموات تازه می برند با ذکر مقدس حسین . . . حسین . . . حسین . . . سپس دایره وار می نشینند در یک مکان مشخص ، که در افضل آباد حوالی مزار شهیدان گرد هم می آیند.

علم های سرنگون

تلخ ترین قسمت محرم در ورستاهای نوغاب و افضل آباد شاید همین باشد که علم ها نه عمودی بلکه افقی باز آورده می شود و در مکان مشخص همه دسته جمعی رو به قبله ، زیارت عاشورا را زمزمه می کنند و علمداران لباس از تن علم ها به در می آورند ، به یاد صحرای کربلا که علم حق و حقیقت وبر زمین خونین نینوا افتاده است.

شام غریبان

شام غریبان

شام غریبان مولا امام حسین هم در عاشورا شب برگزار می شود اما گویا حال و هوای روستاها هم مثل کربلاست شب . . .تاریکی . . .تنهایی . . . و چقدر انسان احساس غربت میکند شب یازدهم ، گویی همه را می خواهند به اسارت ببرند.

منابعی که برای نوشتن این پس ازشون استفاده کردم:

۱. روزنامه خراسان جنوبی شماره ۱۰۰۰

نوشته شده توسط احمد توفیقی نیا در پنجشنبه 1387/12/08 | موضوع: آداب و رسوم مردم بیرجند